تبليغاتX
شاتیله
یادداشت های پراکنده / دوستان تئاتري من

9 دلیل برای خوردن چای سبز

با نوشیدن روزانه سه فنجان چای‌سبز،‌ از خواص مفید آن بهره‌مند شوید.

به گزارش تابناک، اثرات معجزه آسای چای سبز مربوط به وجود پلی فنول‌های کاتچین به خصوص اپی گالو کاتچین گالات(EGCG) است. ولی قرار نیست برای بهره‌مندی از خواص مفید این نوشیدنی سبز، این نام سخت و طولانی را به خاطر بسپارید.

در اینجا 9 علت خوردن چای سبز را به شما توصیه کرده‌ایم که به شرح آن‌ها می‌پردازیم:

1- از بین برنده فوق‌العاده چربی‌های اضافی کل بدن است. این نوشیدنی به خاطر وجود ترکیبی در خود به نام EGCG سرعت سوخت چربی در بدن را افزایش می‌دهد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد نوشیدن روزانه سه فنجان چای سبز می‌تواند تا ۷۰ کالری انرژی ناشی از سوخت چربی‌ها ایجاد کند.

2- چربی‌های اضافی شکم را از بین می‌برد. طی نتایج حاصله از تحقیقات محققان دانشگاه توفتز،‌ EGCG در چای سبز مانند دیگر کاتچین‌ها، ژن‌های سوخت چربی را در شکم فعال می‌کند و سرعت کاهش وزن را تا 77 درصد افزایش می‌دهد.

3- معمولا با افزایش سن، قندخون هم کم کم بالا می‌رود، خصوصا اگر به رژیم غذایی خود توجه کافی نداشته باشیم. وزن به مرور زمان بالا رفته و به دنبال آن احتمال بروز دیابت نوع دو هم افزایش می‌یابد.

مصرف روزانه پنج فنجان چای سبز می‌تواند از بروز دیابت جلوگیری کند. چای سبز قادر است از عوارض ناشی از دیابت همچون آب مروارید و بیماری‌های کلیوی به طرز معجزه آسایی جلوگیری کند.

اما چای سبز چطور قادر به کاهش قندخون است؟ به نظر می‌رسد ‌اصلی‌ترین مکانیسم، ‌مهار کردن فعالیت آنزیم آمیلاز بزاق و روده (آنزیم مسوول هضم نشاسته) است. با مهار شدن فعالیت این آنزیم، نشاسته با سرعت بسیار آهسته‌ای می شکند و در نتیجه قندخون با سرعت کمی بالا می رود.

4- مصرف این نوشیدنی در درمان سرطان ریه مفید است. طی نتایج تحقیقات منتشره در نشریه پیشگیری از سرطان در سال 2010 ، EGCG موجود در چای سبز به عنوان متوقف کننده رشد سلول‌های سرطان ریه معرفی شد.[داروهای دیابت و جلوگیری از سرطان ریه]

5- ممکن است از بروز سرطان کلورکتال یا روده پیشگیری کند.

6- مطالعه جدید نشان می‌دهد، ترکیبات آنتی‌اکسیدانی چای سبز ممکن است رشد و پیشرفت سرطان پروستات را کاهش دهد.

7- از رسیدن هر نوع آسیب به پوست پیشگیری می‌کند. آنتی اکسیدان‌های موجود درچای سبز سلول‌های پوست را درمقابل آسیب‌ها به ویژه رادیکا‌ل‌های آزاد که یکی ازعوامل ایجاد سرطان وافتادگی و آسیب به پوست‌اند، محافظت می‌کند.

8- چای سبز را به عنوان داروی ضدپیری (Anti - Aging) می‌شناسند. دلیل اصلی آن وجود میزان قابل توجهی آنتی‌اکسیدان در چای سبز به ویژه آنتی‌اکسیدان‌های موثر در حفظ شادابی و جوانی است. آنتی اکسیدان‌ها یکی از شاخص‌ترین عوامل برای حفظ سلامتی و شادابی سلول‌های بدن‌اند که باعث به تعویق انداختن شروع روند پیری سلول‌ها هستند.

9- چای سبز فعالیت سلول‌های مغز به ویژه بخش‌های مربوط به حافظه را تقویت و تحریک می کند. از طرفی چای سبز باعث کاهش میزان استیل کولین در سلولهای مغز شده و با این عمل مانع از تخریب سلول‌های مغز و بروز بیماری آلزایمر می‌شود.

نحوه استفاده و میزان مصرف:

برای هر نفر یک قاشق مرباخوری چای سبز را در قوری ریخته و به ازای هر یک قاشق، یک لیوان آب داغ با دمای 80 تا 85 درجه به آن اضافه کرده و درب قوری را به مدت هفت تا هشت دقیقه بگذارید سپس آن را بنوشید.

یادآوری این نکته ضروری است که چای سبز مانند چای سیاه لزومی به دم کردن ندارد.

نوشیدن روزانه سه لیوان چای سبز مفید است.

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 12:52  توسط رضا  | 

 

 


    

 

1. هرگز سيگار نکشيد و اگر مي کشيد ، نيمه آخر آن را به هيچ وجه نکشيد.

2. در حمام هيچگاه مستقيما زير دوش آب گرم نفس نکشيد. کلر يک قاتل تدريجي است.

3. هنگام شارژ موبايل ابتدا شارژر را به گوشي وصل کنيد و سپس آن را به برق وصل کنيد. بهتر است موبايل خاموش باشد.

4. چاي بيشتر از يک روز مانده را اصلا ننوشيد.

5. هنگام روشن کردن کولر اتومبيل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقيقه پنجره ها را باز بگذاريد و در پمپ بنزينها کولر را خاموش نماييد.

6. غذاي خود را بيشتر از يکبار در مايکروفر گرم نکنيد و بعد از آن درصورت عدم استفاده دور بريزيد.

7. هنگام غذا بين هرلقمه حداقل 1 دقيقه فاصله بگذاريد و دو ساعت قبل و بعد از غذا و هنگام آن نوشيدني ننوشيد.

8. هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز نکنيد تا هوا بصورت باد وارد مجاري تنفسي نگردد.

9. لوازم آرايشي را بيشتر از 5 ساعت برروي پوست خود باقي نگذاريد. سلولهاي پوستي نياز به تعرق و تنفس دارند. درمنزل نيز تا حد امکان از لباسهاي گشاد ، راحت و باز استفاده نماييد.

  

10. موهاي خود را بيش از يکبار در شبانه روز شانه نکنيد. مراقب ورود شوره سر (حتي بصورت نامرئي) به چشمها و مجراي تنفسي خود باشيد.

11. هنگام دويدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهداريد.هنگام نشستن و خوابيدن برعکس سر خود را پايين نگهداريد.  

12. توجه بيش از حد به وزن، سودمند نيست. بدن انسان قادر است بصورت خودکار ميزان ورودي، جذب و ميزان دفع را تنظيم نمايد و اشتهاي طبيعي نيز متناسب با آن مي باشد. هرچه قدر دوست داريد بخوريد.

 

13. اگر نياز مالي نداريد، لازم نيست روزي 8 ساعت کار کنيد. بهترين تعداد ساعات کاري بين 5 الي 6 ساعت ميباشد.

14. هرگز پشت مانيتور (هاي قديمي) که روشن هستند قرار نگيريد. ضرر آنها از خيلي از دستگاههاي عکسبرداري بيشتر است.

15. ورزش و تحرک در ابتداي صبح نه تنها سودمند نيست بلکه خطرناک نيز هست. سعي کنيد آن را در حداقل 3 ساعت بعد از بيداري و یا عصر انجام دهيد.   16. توجه بيش از حد به امور سياسي، ورزشي و اقتصادي براي سلامت روان مضر بوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات رواني مي گردد.

 

اگر احساس مي کنيد ديگراني که دوستشان داريد، شایسته 10% افزايش سن ميباشند، چرا اين اطلاعات را براي آنها نيز نمي فرستيد؟

 

 

 

 

   

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 12:55  توسط رضا  | 

 

 


    

 

1. هرگز سيگار نکشيد و اگر مي کشيد ، نيمه آخر آن را به هيچ وجه نکشيد.

2. در حمام هيچگاه مستقيما زير دوش آب گرم نفس نکشيد. کلر يک قاتل تدريجي است.

3. هنگام شارژ موبايل ابتدا شارژر را به گوشي وصل کنيد و سپس آن را به برق وصل کنيد. بهتر است موبايل خاموش باشد.

4. چاي بيشتر از يک روز مانده را اصلا ننوشيد.

5. هنگام روشن کردن کولر اتومبيل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقيقه پنجره ها را باز بگذاريد و در پمپ بنزينها کولر را خاموش نماييد.

6. غذاي خود را بيشتر از يکبار در مايکروفر گرم نکنيد و بعد از آن درصورت عدم استفاده دور بريزيد.

7. هنگام غذا بين هرلقمه حداقل 1 دقيقه فاصله بگذاريد و دو ساعت قبل و بعد از غذا و هنگام آن نوشيدني ننوشيد.

8. هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز نکنيد تا هوا بصورت باد وارد مجاري تنفسي نگردد.

9. لوازم آرايشي را بيشتر از 5 ساعت برروي پوست خود باقي نگذاريد. سلولهاي پوستي نياز به تعرق و تنفس دارند. درمنزل نيز تا حد امکان از لباسهاي گشاد ، راحت و باز استفاده نماييد.

  

10. موهاي خود را بيش از يکبار در شبانه روز شانه نکنيد. مراقب ورود شوره سر (حتي بصورت نامرئي) به چشمها و مجراي تنفسي خود باشيد.

11. هنگام دويدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهداريد.هنگام نشستن و خوابيدن برعکس سر خود را پايين نگهداريد.  

12. توجه بيش از حد به وزن، سودمند نيست. بدن انسان قادر است بصورت خودکار ميزان ورودي، جذب و ميزان دفع را تنظيم نمايد و اشتهاي طبيعي نيز متناسب با آن مي باشد. هرچه قدر دوست داريد بخوريد.

 

13. اگر نياز مالي نداريد، لازم نيست روزي 8 ساعت کار کنيد. بهترين تعداد ساعات کاري بين 5 الي 6 ساعت ميباشد.

14. هرگز پشت مانيتور (هاي قديمي) که روشن هستند قرار نگيريد. ضرر آنها از خيلي از دستگاههاي عکسبرداري بيشتر است.

15. ورزش و تحرک در ابتداي صبح نه تنها سودمند نيست بلکه خطرناک نيز هست. سعي کنيد آن را در حداقل 3 ساعت بعد از بيداري و یا عصر انجام دهيد.   16. توجه بيش از حد به امور سياسي، ورزشي و اقتصادي براي سلامت روان مضر بوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات رواني مي گردد.

 

اگر احساس مي کنيد ديگراني که دوستشان داريد، شایسته 10% افزايش سن ميباشند، چرا اين اطلاعات را براي آنها نيز نمي فرستيد؟

 

 

 

 

   

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 12:55  توسط رضا  | 

اولیــن باری که برای بچه ها خوراک جــگر  درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.غذا رو کشــیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صــدا زدم. پسر کوچکم غذا را بو کرد و اخم هایش رفت توی هم.. دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب بزنه. به بچه ها گفتم: "ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمــزه است، یه کوچولو امتحــان کنید...اصــلا می دونید اســم این غذا چیــه؟ یه راهنمایی می کنم بهــتون...باباتون گاهی منو به همین اســم صــدا می زنه."

 

 

ناگهان چشـــمهای دخترم گشاد شد. به برادرش سقلمه زد و گفت:

 

 

 

 

 

"نــخور! نـخور! تاپاله است!"

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 14:38  توسط رضا  | 

اولیــن باری که برای بچه ها خوراک جــگر  درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.غذا رو کشــیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صــدا زدم. پسر کوچکم غذا را بو کرد و اخم هایش رفت توی هم.. دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب بزنه. به بچه ها گفتم: "ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمــزه است، یه کوچولو امتحــان کنید...اصــلا می دونید اســم این غذا چیــه؟ یه راهنمایی می کنم بهــتون...باباتون گاهی منو به همین اســم صــدا می زنه."

 

 

ناگهان چشـــمهای دخترم گشاد شد. به برادرش سقلمه زد و گفت:

 

 

 

 

 

"نــخور! نـخور! تاپاله است!"

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1390ساعت 14:38  توسط رضا  | 

امروز ظهر شيطان را ديدم!

        نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برميداشت...

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط كار خود را پهن نكرده اي؟ بني آدم نصف روز خود را بي تو گذرانده اند...

شيطان گفت: خود را بازنشسته كرده ام. پيش از موعد!

گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته اي يا سنگ بندگي خدا به سينه مي زني؟

شيطان گفت: من ديگر آن شيطان تواناي سابق نيستم. ديدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهاني انجام ميدادم، روزانه به صدها دسيسه آشكارا انجام ميدهند. اينان را به شيطان چه نياز است؟

شيطان در حالي كه بساط خود را برميچيد تا در كناري آرام بخوابد، زير لب گفت: آن روز كه خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده كن، نميدانستم كه نسل او در زشتي و دروغ و خيانت، تا كجا ميتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده مي رفتم و ميگفتم كه : همانا تو خود پدر مني.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم بهمن 1389ساعت 8:41  توسط رضا  | 

دانشمندان تیم علمی مریخ نوردهای «روح» و «فرصت» به تازگی فیلمی را منتشر کرده‌اند که غروب آبی رنگ مریخی را از دید چشمان یک مریخ نورد نشان می‌دهد. این در حالی است که ویدیوی دیگری که کمی پیش‌تر منتشر شده بود نیز تصویری ضد نور از قمر فوبوس را نشان می‌داد که در حال گذر از مقابل قرص خورشید بود. دانشمندان مرکز JPL اینبار مریخ نورد «فرصت» را با دقت و نگاه هنرمندانه‌ای هدایت کردند تا تصاویر مورد نظر خود برای این فیلم را ثبت کنند. 

این هدیه کریسمس از طرف مریخ نورد «فرصت» که به وسیله دوربین پانورامای آن با نام Pancam گرفته شده است، چنان منظره نفس گیری را در پیش روی رویاپردازان سفر به مریخ قرار می‌دهد که گویی بروی سطح این سیاره ایستاده‌اند و به آسمان نگاه می‌کنند. 

 

 

مارک لمون از اعضای تیم علمی مریخ نورد در این باره می‌گوید: "این فیلم تجسمی حقیقی از غروب خورشید در دنیایی دیگر است و امکان بی‌سابقه‌ای است که در اختیار ما قرار گرفته است." جک لمون به همراه دانشمند هدایت گر دوربین Pancam، جیم بل، با کار بروی عکس‌های دریافتی از «فرصت» که با فواصل زمانی مختلف گرفته شده بود، ویدیوی مذکور را ساخته‌اند. 

 

فیلم غروب مریخی از ترکیب عکس‌هایی دست آمده که در ۴ و ۵ نوامبر ۲۰۱۰ گرفته شده‌اند. عکس‌هایی که با فیلتر‌ها مختلف گرفته شده و چنان کنار هم تدوین شده‌اند که غروب ۱۷ دقیقه‌ای خورشید در آسمان مریخ را در ۳۰ ثانیه به نمایش می‌گذارد. از میان ۳ فیلتری که برای گرفتن تصاویر این فیلم به کار گرفته شده است، یکی برای گرفتن عکس‌های مستقیم از خورشید استفاده شده و دو تای دیگر اطلاعات مربوط به رنگ را فراهم آورده‌اند. 

 

تیم تحقیقاتی مریخ نورد «فرصت» بار‌ها پیش از این از دوربین Pancam برای مقاصد مختلف استفاده کرده و با استفاده از آن اطلاعات ارزشمندی از تغییرات غبار در بخش پایینی اتمسفر مریخ بدست آورده بود. همچنین بل و لمون یکی از گذرهای قمر فوبوس در ۹ نوامبر ۲۰۱۰ را درست کمی پیش از طلوع خورشید مریخی آغاز می‌شد را انتخاب کردند و با گرفتن یک مجموعه عکس به وسیله دوربین Pancam و ترکیب آن‌ها فیلمی ۳۰ ثانیه‌ای از گرفت در آسمان ساختند.

جیم بل در این باره می‌گوید: "پس از ۷ سال حال به جایی رسیده‌ایم که می‌توانیم با بکارگیری دوربین‌های روح و فرصت مریخ را آنچنان تجربه کنیم که گویی بروی آن ایستاده‌ایم و مناظر منحصر به فرد آن را نظاره می‌کنیم. چه غروب‌های باشکوه و گرفت‌هایی مانند این باشد و چه چشم اندازهای ماسه‌ای و صخره‌ای آنکه سال هاست به آن‌ها خو گرفته‌ایم و همه این‌ها از مجرای لنزهای فرستادگان روباتیک پرطاقتمان داریم. تمام این تجارب این جمله معروف از نویسنده فرانسوی مارسل پروست را به خاطرم می‌آورم که می‌گوید: یک سفر اکتشافی واقعی نه با جستجوی مناظر تازه که با داشتن نگاهی تازه محقق می‌شود." 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 10:25  توسط رضا  | 

روزی جوان ثروتمندی نزد استادی رفت و گفت:

عشق را چگونه بیابم تا زندگانی نیكویی داشته باشم؟

استاد مرد جوان را به كنار پنجره برد و گفت: پشت پنجره چه می‌بینی؟

مرد گفت: آدم‌هایی كه می‌آیند و می‌روند و گدای كوری كه در خیابان صدقه می‌گیرد.

سپس استاد آینه بزرگی به او نشان داد و گفت: اكنون چه می‌بینی؟

مرد گفت: فقط خودم را می‌بینم.

استاد گفت: اكنون دیگران را نمی‌توانی ببینی.

آینه و شیشه هر دو از یك ماده اولیه ساخته شده‌اند،

اما آینه لایه نازكی از نقره در پشت خود دارد و در نتیجه چیزی جز شخص خود را نمی‌بینی.

خوب فكر كن!

وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می‌بیند و به آن‌ها احساس محبت می‌كند،

 اما وقتی از نقره یا جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می‌شود، تنها خودش را می‌بیند.

اكنون به خاطر بسپار: تنها وقتی ارزش داری كه شجاع باشی و آن پوشش نقره‌ای را از جلوی چشمهایت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و  همه را دوستشان بداری اینبار نه به خاطر خودت بلکه به خاطر خدا .

آن‌گاه خواهی دانست كه" عشق یعنی دوست داشتن دیگران

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 9:51  توسط رضا  | 

 ۲۰ دلیل محکم برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید : 

 1. نام خانوادگی بچه هايتان تابع نام خانوادگي شما است.

2  .مدت زمان مکالمه ی تلفنی شما حد اکثر 30 ثانیه است.

3.برای یک مسافرت یک هفته ای  تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.

۴.در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.

5.دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.

6.جنسیت شما در موقع استخدام مطرح نیست.

7.لازم نیست کیفی پر از وسایل بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.

8.ظرف مدت 10دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.

9.همکارانتان نمی توانند اشك شما را در بیاورند.

10.اگر در 34 سالگی هنوز مجرديد  احدي به شما ایراد نمی گیرد.

11.رنگ اجزای صورت شما در هر صورت طبیعی است.

12.با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشكلات احتمالی را حل کنید.

13.وقتی مهمان به خانه ی شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.

14.بدون هدیه میتوانید به دیدن تمام دوستان و آشنایان بروید.

1۵.می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.   

16.حداقل 20 راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی بلد هستید.

17.ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.

18.در تقسيم ارث سهم بيشتري مي بريد.

19.احتمال مدير شدنتان زياد است.

20.مي توانيد چند زن داشته باشيد.(احتياط! معلوم نيست خوشبخت شويد)

 
 

 
 

 
 

20 دلیل محکم برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید : 

1-  نام هر گل زيبايي كه در طبيعت است  روي شما مي گذارند.

۲- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.

۳- آن قدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي آوريد.

4- عشق و هنر ابداع شماست.

5- زيبايي مخصوص شماست.

6- هميشه جوانتر از سنتان هستيد و هيچكس نمي داند شما چند ساله ايد.

7- بهشت زير پاي شماست.

8- هميشه تميز و نظيف هستيد.

9- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.

10- مجبور نيستيد خانه به خانه برويد و خواستگاري كنيد مثل خانم ها در خانه مي نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه .......

11- حق تقدم با شماست.

12- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و كبود نمي شويد و خون به پا نمي كنيد.

13- ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.

14- نصف بيشتر از صندلي هاي دانشگاه را شما تصاحب كرده ايد.

15- به‌ جزئيات‌ زندگي‌ و رفتاري‌ با دقت‌ نگاه‌ مي‌كنيد و آنها را در حافظه‌ خود جاي‌ مي‌دهيد.

16- درصد كاركنان زن نسبت به كل كاركنان در حال افزايش مستمر است.

17- ميانگين عمرتان بيشتر از آقايان است.

18- موفقيت مردان مرهون زحمات شما است.

19- مردان از دامن شما به معراج مي روند.

20- حرف آخر را شما مي زنيد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 9:55  توسط رضا  | 

دل عزراییل برای چه کسانی سوخته است؟

 

روزي رسول خدا (صل الله عليه و آله) نشسته بود، عزراييل به زيارت آن حضرت آمد. پيامبر(صل الله عليه و آله) از او پرسيد: اي برادر! چندين هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستي، آيا در هنگام جان کندن آنها دلت براي کسي سوخته است؟

عزارييل گفت در اين مدت دلم براي دو نفر سوخت:...

 

۱- روزي دريايي طوفاني شد و امواج سهمگين آن يک کشتي را در هم شکست همه سر نشينان کشتي غرق شدند، تنها يک زن حامله نجات يافت او سوار بر پاره تخته کشتي شد و امواج ملايم دريا او را به ساحل آورد و در جزيره اي افکند و در همين هنگام فارغ شد و پسري از وي متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگيرم، دلم به حال آن پسر سوخت.

 

۲- هنگامي که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بي نظير خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات براي ستونها و ساير زرق و برق آن خرج نمود تا تکميل نمود. وقتي خواست به ديدن باغ برود همين که خواست از اسب پياده شود و پاي راست از رکاب به زمين نهد، هنوز پاي چپش بر رکاب بود که فرمان از سوي خدا آمد که جان او را بگيرم، آن تيره بخت از پشت اسب بين زمين و رکاب اسب گير کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدين جهت که او عمري را به اميد ديدار باغي که ساخته بود سپري کرد اما هنوز چشمش به باغ نيفتاده بود اسير مرگ شد.

 

در اين هنگام جبرئيل به محضر پيامبر (صل الله عليه و آله) رسيد و گفت اي محمد! خدايت سلام مي رساند و مي فرمايد: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکي بود که او را از درياي بيکران به لطف خود گرفتيم و از آن جزيره دور افتاده نجاتش داديم و او را بي مادر تربيت کرديم و به پادشاهي رسانديم، در عين حال کفران نعمت کرد و خود بيني و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانيان بدانند که ما به آدميان مهلت مي دهيم و لي آنها را رها نمي کنيم

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 8:0  توسط رضا  | 

موافقت مقامات سعودي با تخريب مسجدالحرام

 

شركت انگليسي معماري اتكينز طرحي جديد براي توسعه مسجدالحرام به ملك عبدالله، پادشاه عربستان پيشنهاد داده كه انتخاب و اجراي آن نهايي شده است. لازمه اجراي اين طرح در فاز يك تخريب قسمتي از مسجدالحرام و در فاز دوم تخريب كامل مسجدالحرام و باقي ماندن كعبه به تنهايي مي باشد.

با اجراي اين طرح زايران و نمازگزاران مسجدالحرام از 900.000 نفر به 3 ميليون نفر افزايش يافته و در فاز دوم با تخريب كامل مسجد الحرام به 5 ميليون نفر ظرفيت خواهد رسيد. 650 معمار حرفه اي در شركت اتكينز كار مي كنند و طرح مزبور را با سرپرستي تيم معماران توسط زاها حديد(معمار آوانگارد عراقي الاصل) و نورمن فاستر(معمار انگليسي صاحب سبك هاي تك) طراحي نموده است.

اين طرح كه يادآور طراحي هاي سانتياگو كالاتراوا معمار اسپانيايي صاحب سبك بيونيك در معماري است (كه از اندام واره هاي جانوران و اسكلت جانوران بزرگ جثه براي سازه بناي خود الهام مي گيرد)،از نماي جانبي نيز شباهت زيادي به ستون فقرات جانداران عظيم الجثه دارد.

كانسپت اين طرح ديد مسقيم از داخل اين به اصطلاح رواق هاي مخوف به سمت كعبه به واسطه شيب تند اين رواق ها به سمت داخل مي باشد به گونه اي كه وقتي حجاج در اين رواق ها قدم مي زنند يا نماز مي گزارند، چشم انداز آنها به سوي كعبه باشد.

در فاز دوم طرح تمام بناي مسجد الحرام، بجز كعبه تخريب مي شود واين طرح به صورت مدولار با تقارن مركزي كعبه، به صورت كامل به دور كعبه اجراخواهد شد.

در اين طرح يك جبهه كامل از مسجد الحرام تخريب مي شود و به جاي آن طرح جديدي كه شامل مسجدي بزرگ است ساخته مي شود اين مسجد همان رواق هايي است كه به سمت كعبه شيب دارد و به پنج دروازه عظيم الجثه با نقوش اسلامي به ارتفاع 38 متر ختم مي شود. اين دروازه ها در هنگام انجام مراسم مذهبي و برگزاري نماز براي محدود كردن فضاي اطراف كعبه بسته مي شود و صرفا در ماه رمضان و ايام حج تمتع گشوده مي شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 9:1  توسط رضا  | 

وقتي اتومبيلي با سرعت هشتاد کيلومتر در ساعت به مانعي برخورد مي‌کند:

در 2 صدم ثانيه: سپر در هم مي‌شکند. اتومبيل فشاري برابر سي برابر وزن خود را تحمل مي‌کند.
در 4 صدم ثانيه: راننده و سرنشينان هر کدام با فشاري درحدود 2 تن به جلو پرتاب مي‌شوند.
در 5 صدم ثانيه: بدن راننده با همان نيروي 2 تني با فرمان اتومبيل برخورد مي‌کند.
در 7 صدم ثانيه: سرنشين جلوئي به داشبورد مي خورد

در 9 صدم ثانيه: سر سرنشينان به شيشه اتومبيل برخورد مي‌کند 
در يک دهم ثانيه
: سرنشينان عقب نيز به سرنشينان جلو مي‌پيوندند!

يادتان باشد که هنوز 90 درصد ثانيه اول باقي مانده....

کمربند ايمني را ببنديد چه در جلو نشسته‌ايد و چه در عقب ماشين، 
چه در مسافت‌هاي کوتاه درون شهري، و چه در مسافرت‌هاي بلند جاده‌اي.
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 11:7  توسط رضا  | 

 

 


10 درس شگفت انگیز از زندگی انیشتین!

 

تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.مانند تمبر پستی باشید ؛ مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید...


۱ . کنجکاوی را دنبال کنید

“من هیچ استعداد خاصی ندارم .فقط عاشق کنجکاوی هستم “

چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می‌کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد .به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام . شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید ؟

پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.


۲ .پشتکار گرانبها است

“من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی میگذارم”

تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.مانند تمبر پستی باشید ؛ مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید .

با پشتکار می‌توانید به مقصد برسید.

۳ .تمرکز بر حال

“مردی که بتواند در حالی که دختر زیبایی را می‌بوسد با ایمنی رانندگی کند، به بوسه اهمیتی را که سزاوار آن هست نمیدهد “

پدرم به من می‌گفت نمی‌توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی .من دوست داشتم بگویم تو می‌توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز .یاد بگیرید که در حال باشید.تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام میدهید.

انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است .


۴ .تخیل قدرتمند است .

“تخیل همه چیز است .می‌تواند باعث جذاب شدن زندگی شود .تخیلی به مراتب از دانش مهم تر است “

آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می‌کنید ؟ تخیل از دانش مهم تر است ! تخیل شما پیش نمایش آینده شما است .نشانه واقعی هوش دانش نیست، تخیل است.

آیا شما هر روز ماهیچه های تخیلتان را تمرین می‌دهید ؟اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.

۵ .اشتباه کردن

“کسی که هیچ وقت اشتباه نمی‌کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمیگیرد “

هرگز از اشتباه کردن نترسید .اشتباه شکست نیست .اشتباهات شما را بهتر،زیرک تر و سریع تر می‌کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید . قدرتی که منجر به اشتباه می‌شود را کشف کنید .

من این را قبل گفته ام ،و اکنون هم می‌گویم ، اگر می‌خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می‌شوید را ۳ برابر کنید .


۶ .زندگی در لحظه

“من هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی‌کنم ،خودش بزودی خواهد آمد”

تنها راه درست آینده شما این است که در “همین لحظه ” باشید .

شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی‌توانید عوض کنید .،بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است، که شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دارید .این تنها زمانی است که اهمیت دارد، این تنها زمانی است که وجود دارد .


۷ .خلق ارزش

“سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید “

وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید،وقت خود را صرف ایجاد ارزش کنید .اگر شما با ارزش باشید ،موفقیت را جذب می‌کنید

استعدادها و موهبت هایی که دارید را کشف کنید، بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده کنید که برای دیگران مفید باشد .

تلاش کنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد .


۸ .انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید.

“دیوانگی : انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن “

شما نمی‌توانید کاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید ،به عبارت دیگر، نمی‌توانید همیشه کار یکسانی (کارهای روزمره) را انجام دهید، و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.برای اینکه زندگی تان تغیر کند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افکار و اعمالتان متفاوت کنید، که متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد کرد.


۹ .دانش از تجربه می‌آید .

“اطلاعات به معنای دانش نیست . تنها منبع دانش تجربه است “

دانش از تجربه می‌آید . شما می‌توانید درباره انجام یک کار بحث کنید ، اما این بحث فقط دانش فلسفی از این کار به شما می‌دهد .شما باید این کار را تجربه کنید تا از آن آگاهی پیدا کنید .تکلیف چیست ؟ دنبال کسب تجربه باشید !

وقت خودتون رو صرف یادگرفتن اطلاعات اضافی نکنید .دست بکار شوید و دنبال کسب تجربه باشید .


۱۰ .اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی کنید.

“اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر کس دیگر بهتر بازی خواهید کرد”
۲ گام هست که شما باید انجام بدهید .اولین گام این است که شما باید قوانین بازی که می‌کنید را یاد بگیرید ،این یک امر حیاتی است.گام دوم این که شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید .اگر شما بتوانید این ۲ گام را انجام دهید موفقیت از آن شما می‌شود .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 8:32  توسط رضا  | 

واقعیات شگفت‌انگیز در مورد قرآن

دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده‌ است که قید می‌کند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن.

گرچه این مسئله از نظر صرف‌و‌نحو دستوری بی‌اشکال است اما واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده می‌شود 24 مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده می‌شود هم 24 مرتبه است، درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است، بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است، یعنی 24=24.

با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده‌است که این مسئله درمورد همه چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق می‌کند. به کلماتی که دفعات به‌کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید:

 دنیا 115 / آخرت 115

ملائک 88 / شیطان 88

زندگی 145 / مرگ 145

سود 50 / زیان 50

ملت (مردم) 50 / پیامبران 50

ابلیس 11 / پناه جستن از  شر ابلیس 11

مصیبت 75 / شکر 75

صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣

فریب خوردگان (گمراه شدگان) 17 / مردگان (مردم مرده) ١٧

مسلمین ۴١ / جهاد ۴١

طلا 8 / زندگی راحت ٨

جادو ۶٠ / فتنه ۶٠

زکات ٣٢ / برکت ٣٢

ذهن ۴٩ / نور ۴٩

زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵

آرزو ٨ / ترس ٨

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ /  تبلیغ کردن ١٨

سختی ١١۴ / صبر١١۴

محمد (صلوات الله علیه) ۴ / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) ۴

مرد ٢۴ / زن ٢۴

همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم:

نماز   ماه ١٢، روز ٣۶۵

دریا  ٣٢، زمین (خشکی) ١٣

دریا +  خشکی = 45=13+32

دریا = %1111111/71= 100 × 45/32

خشکی = % 88888889/28 = 100 × 45/13

دریا + خشکی = % 00/100

دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب 111/71% و خشکی 889/28 %  از کره زمین را فراگرفته است.

آیا همه اینها اتفاقی است؟

سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟ قرآن هم دقیقاً همین را بیان می‌کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 11:39  توسط رضا  | 

ميليونر ژاپني و چشم دردش!

 

مي‌گويند در كشور ژاپن مرد ميليونري زندگي ميكرد كه از درد چشم خواب بچشم نداشت و براي مداواي چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزريق كرده بود اما نتيجه چنداني نگرفته بود.


وي پس از مشاوره فراوان با پزشكان و متخصصان زياد درمان درد خود را مراجعه به يك راهب مقدس و شناخته شده ميبيند. وي به راهب مراجعه ميكند و راهب نيز پس از معاينه وي به او پيشنهاد كه مدتي به هيچ رنگي بجز رنگ سبز نگاه نكند.

 

وي پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمين خود دستور ميدهد با خريد بشكه هاي رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آميزي كند. همينطور تمام اسباب و اثاثيه خانه را با همين رنگ عوض ميكند. پس از مدتي رنگ ماشين، ست لباس اعضاي خانواده و مستخدمين و هر آنچه به چشم مي‌آيد را به رنگ سبز و تركيبات آن تغيير ميدهد و البته چشم دردش هم تسكين مي‌يابد.


بعد از مدتي مرد ميليونر براي تشكر از راهب وي را به منزلش دعوت مي‌نمايد راهب نيز كه با لباس نارنجي رنگ به منزل او وارد ميشود متوجه ميشود كه بايد لباسش را عوض كرده و خرقه‌اي به رنگ سبز به تن كند. او نيز چنين كرده و وقتي به محضر بيمارش ميرسد از او مي‌پرسد آيا چشم دردش تسكين يافته؟ مرد ثروتمند نيز تشكر كرده و ميگويد: ” بله. اما اين گرانترين مداوايي بود كه تاكنون داشته.”


مرد راهب با تعجب به بيمارش ميگويد بالعكس اين ارزانترين نسخه‌اي بوده كه تاكنون تجويز كرده‌ام. براي مداواي چشم دردتان، تنها كافي بود عينكي با شيشه سبز خريداري كنيد و هيچ نيازي به اين همه مخارج نبود. براي اين كار نميتواني تمام دنيا را تغيير دهي، بلكه با تغيير چشم اندازت ميتواني دنيا را به كام خود درآوري. تغيير دنيا كار احمقانه اي است اما تغيير چشم اندازمان ارزانترين و موثرترين روش ميباشدآسان بينديش، راحت زندگي
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت 7:25  توسط رضا  | 

شعري خواندني از اكبر اكسير

 

من تعجب مي كنم
چطور روز روشن
دو ئيدروژن
با يك اكسيژن؛ تركيب مي شوند
وآب ازآب تكان نمي خورد!

پزشكان اصطلاحاتي دارند
كه ما نمي فهميم
ما دردهايي داريم كه آنها نمي فهمند
نفهمي بد دردي است
خوش به حال دامپزشكان!

بهزيستي نوشته بود :
شير مادر ،مهر مادر ،جانشين ندارد
شير مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد
پدر يك گاو خريد
و من بزرگ شدم
اما هيچ كس حقيقت مرا نشناخت
جز معلم عزيز رياضي ام
كه هميشه ميگفت:
گوساله ، بتمرگ !

شير مادر، بوي ادكلن مي‌داد
دست پدر، بوي عرق
(گفتم بچه‌ام نمي‌فهمم )
نان، بوي نفت مي‌داد
زندگي، بوي گند
(گفتم جوانم نمي‌فهمم)
حالا كه بازنشسته‌ شده‌ام
هر چيز، بوي هر چيز مي‌دهد، بدهد
فقط پارك، بوي گورستان
و شانه تخم مرغ، بوي كتاب ندهد!

با اجازه محيط زيست
دريا، دريا دكل مي‌كاريم
ماهي‌ها به جهنم !
كندوها پر از قير شده‌اندزنبورهاي كارگر به عسلويه رفته‌اند
تا پشت بام ملكه را آسفالت كنند
جه سعادتي !
داريوش به پارس مي‌نازيد
ما به پارس جنوبي !

نيروي جاذبه
شاعران را سر به زير كرده است
بر خلاف منج‍ّمها كه هنوز سر به هوايند
تمام سيبها افتاده‌اند
و نيوتن، پشت وانت
سيب‌زميني مي‌فروشد
آهاي، آقاي تلسكوپ !
گشتم نبود، نگرد نيست!

مثل روزنامه‌ها، اول همه را سر كار مي‌گذارند
بعد آگهي استخدام مي‌زنند
بچه‌هاي وظيفه، يا شاعر شده‌اند يا خواننده !
خدا را شكر در خانه ما، كسي بيكار نيست
يكي فرم پر مي‌كند، يكي احكام مي‌خواند
يكي به سرعت پير مي‌شود
و آن يكي مدام نق مي‌زند :
مرده‌شور ريختت را ببرد
چرا از خرمشهر، سالم برگشتي؟

تعطيلات نوروز به كجا برويم
پدر از بي‌پولي گفت و قسط‌هاي عقب‌مانده
مادر از سختي راه و بي‌خوابي و ملافه و حمام
ساعت شد 12 نصف شب
گفتيم برويم سر اصل مطلب
يكي گفت برويم شيراز
ديگري گفت نه‌خير مشهد
ساعت شد 5 صبح
مادر گفت بالاخره كجا برويم
پدر گفت برويم بخوابيم !

جهان در اول دايره بود
بعد از تصادف با يك كفشدوزك
ذوزنقه شد
تا در چهار گوشه ناهمگون آن بنشينيم
و براي هم پاپوش بدوزيم !
و شانه تخم مرغ، بوي كتاب ندهد!

من تعجب مي كنم
به گزارش خبرگزاري پارس
ميراث فرهنگي به وزارت نيرو پيوست
بانك پاسارگاد- شعبه تخت جمشيد
وام ازدواج مي دهد
استخر,نام سابق دشت مرغان است
به همت كارشناسان داخلي
مقبره كوروش به جكوزي مجهز مي شود
شعار هفته: آب آباداني ست – نيست !

رخش،گاري كشي مي كند
رستم ،كنار پياده رو سيگار مي فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پيچيد
گردآفريد،از خانه زده بيرون
مردان خياباني براي تهمينه بوق مي زنند
ابوالقاسم براي شبكه سه ،سريال جنگي مي سازد
واي ...
موريانه ها به آخر شاهنامه رسيده اند!!

اين پارك پاركينگ مي شود
اين درخت ،تير برق
اين زمين چمن ، آسفالت
و من كه امروز به اصطلاح شاعرم
روزي يك تكه سنگ مي شوم
با لوح يادبودي بر سينه
درست،وسط همين ميدان

مواظب وسايلتون باشين!
من بودم و جمشيد و يك پادگان چشم قربان!
از سلماني كه برگشتيم سرباز شديم
در تخت هاي دوطبقه،
خوابهاي مشترك ديديم
يك روز كه من نبودم
تخت جمشيد را غارت كرده بودند!

شب خيرات
مادر ،يك ريز
دعاي باران خواند
نزديك هاي صبح
رود كنار خانه پر شد
از روي پل گذشت
يواشكي به اتاق رفت
و ما به خير و خوشي يتيم شديم!

در راه كشف حقيقت
سقراط به شوكران رسيد
مسيح به ميخ و صليب
ما نه اشتهاي شوكران داريم
نه طاقت ميخ و صليب
پس بهتر است بجاي كشف حقيقت
برگرديم و كشكمان را بسابيم!

صفر را بستند
تا ما به بيرون زنگ نزنيم
از شما چه پنهان

ما ازدرون زنگ زديم

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 8:41  توسط رضا  | 

نکته ای از انجیل

در Malachi آیه 3:3 آمده است:

 

"او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست"

 

این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل  خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمیدانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی میتواند داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش نقره را بررسی کند و نتیجه را در جلسه بعدی انجیل خوانی به اطلاع سایرین برساند.

همان هفته با یک نقرهکار تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از نزدیک ببیند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوی در زمینه پالایش نقره چیزی نگفت.

وقتی طرز کار نقره کار را تماشا میکرد، دید که او قطعهای نقره را روی آنش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. او توضیح داد که برای پالایش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جایی که داغتر از همه جاست نگهداشت تا همه ناخالصیهای آن سوخته و از بین برود.

زن اندیشید ما نیز در چنین نقطه داغی نگه داشته میشویم. بعد دوباره به این آیه که میگفت: «او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقرهکار پرسیدآیا واقعاً در تمام مدتی که نقره در حال خلوص یافتن است، او باید آنجا جلوی آتش بنشیند؟

مرد جواب داد بله، نه تنها باید آنجا بنشیند و قطعه نقره را نگهدارد بلکه باید چشمانش را نیز تمام مدت به آن بدوزد. اگر در تمام آن مدت، لحظهای نقره را رها کند، خراب خواهد شد.

زن لحظهای  سکوت کرد. بعد پرسید: «از کجا میفهمی نقره کاملاً خالص شده است؟» مرد خندید و گفت: «خوب، خیلی راحت است. هر وقت تصویر خودم را در آن ببینم.»

اگر امروز داغی آنش را احساس می‌کنی، به یاد داشته باش که خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند.

این مطلب را منتقل کنید. همین حالا کسی محتاج این است تا بداند که خدا در حال نگریستن به اوست و او در حال گذراندن هر شرایطی که باشد، در نهایت فردی بهتر خواهد بود.

«زندگی چون یک سکه است. تو میتوانی آن را هر طور که بخواهی خرج کنی، اما فقط یک بار.»

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 11:50  توسط رضا  | 

 

 


يلدا در كوچه هاي فقر
 

 

 


 

اين روزا كه همه مشغول خريد شب يلدا هستيد

 ياد نيازمندان آبرومندي كه يلدا در خانه آنها مفهمومي نداردهم باشيد.

خيلي قشنگ ميشه اگر اين رسم ديرينه پارسي در همه خانه ها چه فقير و چه غني به گرمي برگزار بشه.





 

شب یلداست...

و فردا اول دی ماه،

من امشب در میان کوچه های سرد و تنهایی...

شب طولانی سرما،

و مردان و زنان و کودکانی در میان کوچه ها،

بی کس و تنها ...

به سان کرم پیچاپیچ*، خانه شان بر دوش

آرزوشان گاه، تنها یک پتو

و گاهی نان سنگک، بی پنیر و بی کره، بی هیچ....

گاه شاید روزها باشد که نانی هم نخورده اند

کمی بالاتر از دیوار سرما در جنوب شهر

میان خانه های گرم بالا شهر

آدم ها کنار سفره ی یلدا

میان سفره هاشان

انار و پسته و آجیل

هندوانه و لیمو و پرتقال

تفال حافظ و موسیقی و رقص و هیاهوو قیل و قال

من اما خسته ام از این همه دوری و بی مهری

از این فریاد

من امشب ساختم جمعی

تا بگیرم دست انسانهای کارتن خواب را آرام

و بفشارم میان دستهای خویش

در این شب

شب یلدا، شب سرما

من امشب می شوم:

روشنی بخش خانه های کودکان و مردم بی کس

و گرما بخش شب سرد زمستان شان

من امشب می برم یک بسته گرم شب یلدا

و لبخندی نشانم بر لبان کودکان و مردم خوابیده در سرما

و اکنون می نویسم من:

شب یلدا، شب زیبا، شب گرما

 

 

شب یلدا

 

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به هنگام غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در ۱ دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام این شب را جشن می‌گیرند.

این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود

 

 

 

«یلدا» واژه‌ایست به معنای «تولد» برگرفته از زبان سریانی که از شاخه‌های متداول زبان «آرامی» است. زبان «آرامی» یکی از زبان‌های رایج در منطقه خاورمیانه بوده‌است. برخی بر این عقیده‌اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبایی از راست به چپ نوشته می‌شده، وارد زبان پارسی شده‌است.

واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (به معنای روز) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.
 

 

 

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است. در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده‌ است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده‌ است:
 

 


«یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.»
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد. در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فرآورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «میزد» نیز نهاده می‌شد.

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌ شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب‌هنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌ها رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده‌ است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.
 

 

 

تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام
امروزه محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته‌ است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد. هنگام توسعهٔ آیین‌های رازآمیز در اروپا و سرزمین‌های تحت فرمانروایی امپراتوری روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می‌نهادند. این جشن تا هفت روز ادامه می‌یافت و انقلاب زمستانی را شامل می‌شد. از آنجا که رومیان از گاهشماری یولیانی در محاسبات خود استفاده می‌کردند روز انقلاب زمستانی به جای ۲۱ یا ۲۲ دسامبر حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع می‌شد. هنگام عید ساتورنالیا، رومی‌ها اقدام به برپاداشتن جشن و سرور، به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی برده‌ها می‌نمودند. همچنین آیین رازآمیز میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا در سرزمین‌های تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت میترا، جشن می‌گرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه می‌یافت که رومیان آنرا روز ماه و سال جدید می‌دانستند. پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم پگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان می‌نامد، جایگزین نمود تا از درآمیختن این دو مناسبت٬ نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. اکنون کلیسای ارامنه روز ششم ژانویه را که گفته می‌شود روز غسل تعمید مسیح است را به عنوان روز میلاد مسیح جشن می‌گیرند. تاریخدانان٬ تاریخ دقیق زادروز عیسی را نمی‌دانند، اما مسیحیان با رجوع به اناجیل و با توجه به اشاره‌های آن به فصل زراعت و اعتدال هوا میلاد مسیح را در اعتدالین (بهار یا پاییز) واقع می‌دانند. فرانتس کومون، باستان‌شناس بلژیکی و بنیان‌گذار میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر) می‌دانند اما این ایده از دهه ۱۹۷۰ میلادی به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی قرار گرفته‌ است و اکنون به یکی از مسائل بسیار مجادله‌برانگیز در زمینه پژوهش ادیان در دنیای روم و یونان باستان تبدیل شده‌ است.با این حال زادروز میترا در آیین باستان مهر در ایران زمین مصادف با شب یلدا و انقلاب زمستانی در روز ۲۱ یا ۲۲ دسامبر بوده‌است و جشن زادروز میترا در آیین میتراییسم روم هم با انقلاب زمستانی مصادف بوده که به علت پیروی رومیان از گاهشماری یولیانی در ۲۵ دسامبر واقع می‌شده‌است.
در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده‌ شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده‌ است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌کردند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده‌ است.

 

 


در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشید بوده‌ است و آن را خورشید شکست ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی آن، میلاد و تولد است. ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.


در قسمت‌هایی از روسیهٔ جنوبی، هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌شود. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی شبیه به موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذرپاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه‌خوانی و رقص و آواز و مهم‌تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.


یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.
آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل‌گشا می‌خورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذرانند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.


نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگذار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

 


 جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران
ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.

در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی‌مانده میوه‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می‌نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‌نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‌شود. متل‌گویی که نوعی شعرخوانی و داستان‌خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌ است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اغلب دانه‌های زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت‌خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت‌آور می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به‌شمار می‌روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

 

 

 

در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه‌ای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.
سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.


همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.


در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.

 

 


در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه‌کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل). در گیلان در خانواده هایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کرده‌اند رسم است که طبقی برای خانواده نوعروس می فرستند. در این طبق میوه‌ها و خوراکی‌ها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی در اطراف آراسته می‌شود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولا ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات قرار می‌گیرد که معتقدند باعث خیر و برکت و فراوانی روزی زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس می‌گردد.
مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم‌شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 9:1  توسط رضا  | 

 دوباره زلزله... دوباره مرگ ... دوباره  درد  ..... واقعا سخت است نشستن و نگاه كردن  ، وقتي همنوعان در حال  عذاب كشيدن هستند.... وقتي  انساني ديگر    در اين سردي  زمستاني  جايي براي آرامش شبانه ندارد چگونه مي توان ير بر  بالين نهاد؟     وقتي  كودكي كوچك ديگر سينه اي براي مكيدن ندارد چگونه مي توان  زندگي كرد..... وقتي......  راستي مي مانم از   فهم و مي ترسم از بودن...
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 14:57  توسط رضا  | 

 ديدن برنامه نود را اگر امشب پخش شود از دست ندهيد. با توجه به اتفاقات هفته گذشته اين برنامه و نيز استعفائ دايي و شكست استقلال ، مي تواند برنامه كاملي باشد.

 فردوسي پور  شب خاطره انگيزي را برايمان رقم خواهد زد. شايد حذف يارانه ها هم به فوتبال وصل شد  خدا را چه ديدي..... البته نه توسط عادل  بلكه توسط آنها كه روي خط مي آيند............. به  هر حال  عادل دوست داريم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 12:3  توسط رضا  | 

 سلام

 

 من دنبال متن نمايش  "مردي كه حرف ميزند"  از محمد چرمشير هستم  . كسي مي تونه من را راهنمايي كنه؟                            ممنون

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 12:7  توسط رضا  | 

 عجب حکایتی شده است قصه انتخاب مربی تیم ملی ایرا ن. این فوتبال نحیف ومردنیِ  که تیم دوم  لیگ برترش از پس تیم ششم لیگ قطر هم بر نمی اید و قهرمان فصل قبلش  پنج گل از قهرمان لیگ قطر میخورد    چه پول هایی را  از بیت المال حیف ومیل می کند خدا می داند.

چگونه یک بی سواد بی ادب را نوچه دار و  ژنرال می کند و ان دیگری را که احساس خوشمزگی مفرط دارد لایق گرفتن جایزه طنز و ان از دماغ فیل افتاده را میلیاردر

حکایتی است حکایت این فوتبال  که  نیمکت نشینان لیگ هایش هم قرار دادهای چند صد میلیونی میبندند بعضی از انها را اگر از نزدیک  ببینید فکر می کنید الان از الاغ سواری  وتیمار داری گاو امده اند.

جالب است این دودوزه بازان دغل کار چه ظاهر سازی ها که برای محبوب شدن  نمی کنند کافی است یک بار به ورزشگاه ازادی رفته باشید تا  خیلی چیز ها دستتان بیاید از لیدر ها ونوچه هایی  که با دریافت حقوق های کلان  عربده می کشند و تشویق می کنند تا.....

البته همه را متهم نمی کنم مخصوصا قطبی را که هنوز الوده این  فوتبال نشده است امیدوارم او بتواند دل ملت را شاد کند. ومعتقدم که می تواند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 14:2  توسط رضا  | 

  توی یه ابادی نزدیک شهر ما  به اسم خورمیز  یه پیرزن زندگی می کنه  که بهش می گن ملا زهرا اخه ملای بچه ها بوده یعنی به بچه ها قران خوندن یاد می داده. چیزی که در مورد این پیرزن جالبه اینه که دو تا دست ویک پا نداره.  اما تا دلتون بخواد صفا داره  صمیمیت داره  یعنی به معنی تمام کلمه زنده است. زنده است وجاری . تمام کار هاش را هم خودش انجام می ده .  حتی با چرخ خیاطی لباس میدوزه.  

یه چیز جالب در مورد اون اینه که حافظ  و  فردوسی  را هم خوب می خونه. تا دلتون هم بخواد از قدیم ندیم ها خاطره ومتل و حرف داره.  صدای خوبی هم داره   به خصوص وقتی لالایی می خونه . قران را که لازم نیست بگم یعنی قبلا گفتم.(البته خودش بچه نداره)

 دوتا فیلم مستند هم از زندگیش ساخته شده تا حالا.

  با دیدنش ادم   پی می بره که نا امیدی  کفره. میشه از هیچ  همه چیز داشت . یاد  جمله ای افتادم که فکر کنم از سارتر ه به این مضمون:  اگه کسی که پا نداره قهرمان المپیک نشه  ُکوتاهی از خودشه.

 خدا کمکمون کنه قدر دان باشیم وتلاش گر.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 18:24  توسط رضا  | 

۱- نامه نگاری های ا قای  نبوی - موسوی و خانم رجبی  در نوع خود جالب است متن انها را می توانید در سایت فرارو بخوانید.

۲- امشب بر نامه ۹۰ باید جالب باشد بعد از این همه شایعه در خصوص   فردوسی پور وبازداشتش و عدم پخش برنامه     وبخصوص  با توجه به   بحث تبانی.  فرصت دیدن این برنامه را امشب از دست ندهید.

۳- به نظر من کنار رفتن کروبی به  نفع میرحسین در شرایط کنونی به صلاح نیست هنوز زود است.

۴-زندگی مثل بالا رفتن از کوه است هر چه بالا تر بری  بهتر می تونی بینی اما به همون نسبت زیر پاهات خالی تر می شه.

۵-دوست دارم نظر شما را در مورد انتخابات بدونم.

۶-بحث سیب زمینی هم داغ  داغ است   شما هم سیب زمینی مجانی گرفته اید؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 20:1  توسط رضا  | 

۱-  فردوسی پور  دوباره  حاشیه ساز شد.ظاهرا دوستان  مایلی کهن در مجلس از دست اقای فر دوسی پور ناراحت شده اند. دلیلش پر واضح است  حرف های  فردوسی پور در اخرین بر نامه ۹۰   در  مواجه با مایلی کهن به مذاق انها خوش نیامده  وانها را بر اشفته است. ایکاش مسابقه پیام کوتاه برنامه بعدی ۹۰  در مورد مایلی کهن باشد. تا نظر مردم در مورد انتخاب فدراسیون نشینان برای تیم ملی  مشخص شود.

۲-مسعود ده نمکی همچنان در گیشه می تازد  ظاهرا نامبرده ذوق زده شده و اخراجی های ۲ را   با قیصر مقایسه کرده است.  باید  منتظر واکش  اهالی سینما باشیم .جای یک  بررسی کارشناسی در مورد دلایل فروش  بی سابقه فیلمی تا این حد نازل و دم دستی خالی است امیدوارم اقای گلمکانی در مجله فیلم این کار را بکند.

۳- هنوز باران می بارد گهگاه    .......   خدایا شکرت.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 20:22  توسط رضا  | 

۱- پیشبینیم درست از اب در امد و مایلی کهن مربی تیم ملی شد .  بدک هم نیست اگر چه قطبی بهتر بود. اما قطبی پسند علی ابادی و احمدی نژاد نبود.

۲- میر حسین موسوی مصاحبه خوبی داشت و روی خیلی  ها را کم کرد خوشم امد تصمیم گرفتم به او رای بدهم(تا این لحظه).  پیشنهاد می کنم  مصاحبه اش را بخوانید   در سایت نو اندیش هست.    میر حسین و حرفهایش عجیب بوی اندیشه های محمد خاتمی را داشت واین مست کننده است  منتظرم ببینم بخش خبری ۲۰.۳۰که همه چیز را وارونه می کند چه رویه ای پیش می گیرد. روزنامه کیهان که در اولین قدم حرف های میر حسین را تحریف کرده است (بخوانید متوجه می شوید).احتمالا در چند روز اینده حجم تخریب ها و هتاکی ها به خاتمی و میر حسین بیشتر وبیشتر می شود.  چاره ای نیست محمد خاتمی  تحملش زیاد است . خداوند  اسلام شریف  وایران عزیز را  نگهبان باشد  .                         

۳-پرسپولیس  هم  برد  قطری ها را .       دلمان خنک شد

۴-فردوسی پور کارش درست است دمش گرم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 20:14  توسط رضا  | 

 ۱- سلام

۲- باران می بارد هنوز ......... شکر.

۳- میرحسین   محمود احمدی نژاد را به مذاکره فراخوانده است......... چه شود.....

۴-اقای ابطحی در  وبلاگشان گفته اندکه کراوات  لباس را زیباتر می کند  . نظر شما چیست؟

۴-اقای مایلی کهن به نیمکت تیم ملی نزدیک ونزدیک تر میشوند  مبارک است.... امیدوارم  با هم پیر شوند  .

۵- به نظر من تنها فیلم قابل دفاع  نوروزی  سیما    کلاه قرمزی  بود نظر شما چیست؟

۶-مارادونا هم افتضاح کرد طفلکی 

۷- راستی اقای چاوز در ایرانند یا  به کشورشان بازگشته اند؟ اگر بازگشته اند حتما با همسر محترمه اشتیده اند. جالب است که نامبرده در سفر به قطر از به کار بردن واژه خلیج فارس خودداری کرده و ان را خلیج نامیده اند......... چشم و دلمان روشن.

۸- کسی اگر از برنامه های تئاتر شهر خبر دارد  خبرم کند.ممنون. پیشاپیش

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 18:57  توسط رضا  | 

۱-سیزده بدر  را که ایین و  رسمی به جا مانده از نیاکان ماست گرامی میدارم

۲-پیشاپیش به اطلاع میرسانم د رنوروز۸۹ میتوانید  سریال مرد ۳ هزار چهره را از شبکه ۳ ببینید . ضمنا در  نوروز ۸۹   فیلم سینمایی  اخراجی های ۳   شاهکار  استاد(؟)  ده نمکی بر پرده  سینماهاست. در خصوص سال ۹۰ به بعد هم   اگر اندکی ریاضی بدانید    میتوانید  پیش بینی کنید.

۳-اقای چاوز رییس جمهور مادام العمر ونزوئلا   ۱۳بدر مهمان ایرانند. اگر کسی شمار سفر های نامبرده به ایران در ۳ سال گذشته را میداند  واقعا حافظه خوبی دارد. احتمال می رود نامبر ده در ایران  فک و فامیلی به هم زده باشد( منظورم اصلا تجدید فراش و زن دوم نیست)  اخه نامبرده تا قهر میکند سر از ایران در می اورد.به هر حال ما ایرانی ها مهمان نوازیم اقای چاوز...... بازم بیا. 

۳- من با افشین قطبی موافقم....... چه ربطی داشت  ؟؟؟؟

۴- رییس جمهور  هم به  مناطق جنگی رفته اند   علاقمندان فرصت را از دست ندهند این  سال اخری

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 11:5  توسط رضا  | 

۱-داشتم  به  سردی برنامه های تلویزیون جمهوری اسلامی  در عید امسال فکر میکردم (که البته  امیدوارم جزیی از سناریوی بعضی از اقایان برای نوروز زدایی نباشد).به ذهنم رسید که  باید دست در دست هم برای نگهبانی هویت ملیمان   که نوروز یکی از زیباترین  نشانه های ان است تلاش کنیم. ظاهران اغیار برای نابودی  این هویت  سخت مشغولند اما مطمئنم راه به جایی نمیبرند.

۲-فیلم اخراجی های ۲ مدتی است بر پرده  سینماهاست  خواستم  نکته ای را گوشزد کرده باشم اگر قصد دیدن این قیلم را دارید اول  در مورد سوابق نویسنده  و کارگردان ان تحقیق کنید اگر به این نتیجه رسیدید که  دیدن اثر این اقای محترم ارزش دارد اقدام کنید. این مورد را به دوستان واشنایان هم یاد اوری کنید.

۳- علی دایی اخراج شد تا علی ابادی و کفاشیان و تاج متهم نشوند  وای از عدالت مدعیان عدالت.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 12:11  توسط رضا  | 

سلام     داشتم به این فکر می کردم  که چگونه مهران مدیری با ساخت سریال مرد ۲ هزار چهره دست به خود کشی زده است. ازکسی که کارهای خوب وقابل قبولی چون پاورچین و شب های برره را در پرونده کاری خود دارد ساخت سریالی با این همه ضعف  باورکردنی نیست.  هر چه فکر می کنم هیچ نقطه مثبتی در این کار نمی بینم  از همه  بد تر و ضعیف تر بازی خود مدیری است .                           مدیری انگار همه توان خود را برای تحقیر تماشاگر به کار می برد  غافل از انکه تماشاگر او خیلی هم کودن نیست تماشاگر او به خوبی می فهمد که اقای مدیری از ولع پول این سریال را ساخته است.  به هر حال هر شب میتوانید مراسم خودکشی اقا مهران را از شبکه ۳ تلویزیون ضرغامی ببینید.                      اما این تنها خودکشی نیست که  می خواهم از ان صحبت کنم علی دایی هم دیشب   در حضور   صدهزار تماشاگر در ورزشگاه ازادی خودکشی کرد. اقای لجباز  که میخواست یک تنه با دعوت نکردن بازیکنان پرسپولیس  واستقلال ( به خصوص  علی کریمی) از همه انتقام بگیرد  اخر به طرز غمناکی خودکشی کرد انهم در حضور اقای رییس جمهور  ( که نمیدانم چه اصراری دارند این روزها همه  جا خودی نشان دهند؟)  به ظاهر سال ۸۸ از این خودکشی ها زیاد در خود دارد.
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 16:52  توسط رضا  |